فووريه ( مترجم : عباس اقبال آشتيانى )

22

سه سال در دربار ايران ( فارسى )

حساس فرانسوى من بىتأثير نماند . اغلب ما در هوفبورگ با كمال جلال منزل گرفتيم ، من به تنهايى يك عمارت سه اطاقه در قسمت پايين قصر در اختيار داشتم . عصر فرداى آن روز در ساعت شش شام مجللى براى پذيرايى صد نفر در دربار داده شد . اعليحضرت ناصر الدين شاه در سمت راست و اعليحضرت فرانسوا ژوزف در سمت چپ بر سر ميز شام كه به شكل نعل اسب ترتيب داده شده بود رياست مىكردند و در هر طرف اين دو پادشاه نمايندگان خانوادهء سلطنتى مركب از چهار آرشيدوك و شش تن از خانم‌هاى ايشان ديده مىشد . بقيهء مهمانان عبارت بودند از صاحب منصبان عاليرتبه و وزراء و صاحب منصبان ارشد و پنج نفر خانم و ده دوازده نفر از ايرانىها و همين قدر هم از سيامىهايى كه در آن موقع براى انجام مأموريتى به وين آمده بودند . در بين اين اشخاص كسانى كه از ديگران متشخص‌تر محسوب مىشدند عبارت بودند از آرشيدوك شارل‌لويى برادر امپراطور و آرشيدوك رنيه « 1 » عمومى شاه و شاهزاده هوهنلوهه « 2 » وزير دربار و كنت كالنوكى « 3 » وزير خارجه و كنت تافه « 4 » وزير داخله . شاهزاده هوهنلوفه در وسط ميز روبه‌روى اعليحضرتين و در طرف راست او وزير مختار ايران در اتريش آقاى نريمان خان و در طرف چپش وزير مختار سيام فيا دامرونگ « 5 » نشسته بودند جاى من نيز بين وزير تجارت دوباكهم « 6 » و سرتيپ لدرر « 7 » معين شده بود . نزديك به تمام شدن غذا چنين فهميديم كه تالار مشرف بر سفره‌خانه كم‌كم پر از جمعيت مىشود بعد دانستيم كه اينان مهمانان مخصوصى هستند كه براى تماشاى ما آمده‌اند . امپراطور چون فردا صبح از وين مىخواست حركت كند ديگر بعد از شام تشريفاتى نبود به همين جهت امپراطور اجازهء مرخصى خواست و ما هم از آنجا بيرون آمديم اما اين سفر بهانه‌اى بيش نبود چه در حقيقت امپراطور يا بر اثر واقعهء سوزناك مرگ رودلف

--> ( 1 ) . Renier ( 2 ) . Hohenlohe ( 3 ) . KalnoKy ( 4 ) . Taaffe ( 5 ) . Phya Damrong ( 6 ) . de Buquehem ( 7 ) . Lederer